على رفيعى
206
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
بعدها نيز دربارهء امامت امام هادى و حضرت مهدى عليهما السلام دنبال شد . اين موضوع اعتقادى كه مصداق نخستين آن وجود مبارك امام جواد عليه السلام بود ، نگرانىهايى را در ميان پيروان اهل بيت عليهم السلام به وجود آورد و آنان را در حيرت و اضطراب عميقى فرو برد و دچار پراكندگى كرد . گروهى از آنان در منزل عبدالرّحمان بن حجاج گردآمده به شيون و زارى پرداختند . « 1 » اين اضطراب موجب شد تا برخى از شيعيان به سراغ عبدالله بن موسى برادر امام رضا عليه السلام بروند ؛ ولى چون او را در پاسخگويى به سؤالات خود ناتوان ديدند او را ترك كرده به سراغ امام جواد عليه السلام رفتند . « 2 » گروه ديگرى به واقفىها پيوستند . جمعى نيز به امامت احمد بن موسى قائل شدند . مبناى استدلال اين دو گروه كمى سن امام بود ، آنان بلوغ را شرط احراز منصب امامت مىدانستند . « 3 » شمارى از شيعيان براى حصول اطمينان ، گاه مسأله كمى سنّ آن حضرت را با خود وى در ميان مىگذاشتند . امام در پاسخ با اشاره به جانشينى سليمان از داوُود در سنّ كودكى و نيز نبوت يحيى بن زكريا و حضرت عيسى در دوران شيرخوارگى ، امامت خود را تثبيت مىكرد . گاهى نيز بهعنوان آزمايش ، وى را در مقابل انواع پرسشهاى علمى و دينى قرار مىدادند و چون حضرت با كمى سنّ به تمامى پرسشهاى آنان پاسخ مىداد ، آنان با اطمينان خاطر امامتش را مىپذيرفتند . مأمون و امام جواد عليه السلام موقعيّت سنّى امام جواد عليه السلام و كشمكشها و پراكندگىهاى شيعيان بر سر مسأله امامت ، مأمون را - كه از دوران امامت امام رضا عليه السلام و برخوردها و موضعگيرىهاى آن حضرت تجربهها آموخته بود - بر آن داشت تا اهداف سياسى و حكومتى خود را در جهت تثبيت هر چه بيشتر پايههاى حكومت خويش و قلع و قمع يا مطيع ساختن مخالفان بويژه
--> ( 1 ) - عيون المعجزات ، ص 122 . ( 2 ) - ر . ك . دلائل الامامة ، ص 205 . ( 3 ) - الفصول المختارة ، ص 315 .